سه‌شنبه ۷ سپتامبر ۲۰۱۰

پنج- به به...واقعاً به به!

آیا می­دانستید که «ا.نژاد» حدود دو هفته­ی پیش بازدیدی از ساختمان­های مخابرات ایران، واقع در خیابان شریعتی تهران، داشته و در آن بازدید اعلام فرموده از این ساختمان­ها خوشش آمده و تصمیم دارد نهاد ریاست جمهوری را به آن محل منتقل کند؟؟ و آیا باز می­دانستید که به محض تصمیم آن جناب، به کلیّه­ی کارکنان ساختمان ایران ابلاغ شد که با برداشتن وسایل شخصی خود اتاق­ها را هرچه سریع­تر تخلیه کنند، و این امر در یک روز کاری و با سرعت هرچه تمام­تر اتّفاق افتاد؟؟ خب نتیجه این شد که کارمندان آن ساختمان تا امروز مدت یک هفته است خانه­نشین شده­اند و منتظرند شرکت مخابرات برای آن­ها مکان جدیدی پیداکند! و آیا باز می­دانستید که این ساختمان­ها دقیقاً در ادامه­ی پادگان حشمتیّه­ی تهران واقع­شده است؟!

نمی­دانستید؟! خب حالا بدانید!
صحّت و سقم خبر پای گویندگان(کارمندان اداره­ی مذکور) آن، امّا برای من بعد از شنیدن این خبر چند سؤال پیش آمد:

- چرا رئیس­جمهور به خودش حق می­دهد به خاطر تصمیم­های آنی و هوس­های وقت و بی­وقتش هر جور دلش برداشت امر و نهی کند و برایش هیچ حقوق و ضابطه و برنامه­ای هم اهمیّتی نداشته­باشد؟

- چرا شرکت مخابرات به همین سادگی و بی هیچ اعتنایی به حقوق خود و هم­وطنانش دستور تخلیه­ی سریع محل را صادرکرد؟

- تغییر احتمالی و ناگهانی محلّ نهاد ریاست­جمهوری از خیابان پاستور با آن همه تجهیزات و تدابیر امنیّتی به یکی از خیابان­های اصلی و شلوغ تهران چه معنایی دارد؟ و اصولاً آیا باید باورکرد که جناب رئیس­جمهور ا.ن و هیئت همراه عن­قریب قرار است به خیابان شریعتی نقل مکان کنند و اگر احیاناً در این فاصله آن جناب را جای دیگری خوش آمد تکلیف چیست؟!

و از آن مهم­تر چه کسی پاسخ­گوی معطّل ماندن کارها و امور اداری آن ساختمان تا تدارک محلّی دیگر است؟

آیا این رفتارها شایسته­، عادلانه، مردم­سالارانه، مدبّرانه و قانون­محور است؟