بیانیّهی هفدهم موسوی جز اتمام حجّت با رهبری و تبرّا جستن از اتّهامات واهی برخی رسانههای حامی دولت و رهبر معنای دیگری نداشت. موسوی بهخوبی میداند دولت تندرو و حماقتمحور احمدینژاد در کنار روحانیّت طرفدار تن به مدارا نخواهد داد و دست از عوامفریبی هم برنخواهد داشت.
و از همه بهتر خدا را شکر که در آن حرفی از انتخابات کذا نشد. اصرار بر رد نتایج از سوی موسوی و اصرار دولت و رهبر بر صحّت بیچون و چرای آن نه تنها به نتیجهای ختم نمیشد بلکه در دوری باطل و بیثمر فرصتهای بیشتری را از ما میگرفت. بیانیّهی موسوی میتواند کارکردی دوسویه داشتهباشد. هم ما را به مسالمت و پرهیز از خشونت فراخوانَد هم مسئولین را به مدارا و تغییر رفتار و عملکرد. اینکه طرف مقابل چگونه رفتار میکند موضوع بحث من نیست اما اینکه ما چه کنیم و اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم مهم است.
قطعاً مخاطب اصلی موسوی در این بیانیّه شخص رهبر بود و اگر برخی هنوز عصبانیاند از سر همین عدم تمکین است. موسوی با نشانهگرفتن کانون به همهی کسانی که در پی راهحلّند گوشزد میکند برای خروج از بحران به بیراهه نروند. در تکمیل این بیانیّه نکاتی به خاطرم رسیده که شاید توجّه به آنها بتواند راهگشا باشد:
- اوّلین و مهمترین گام برای خروج از بنبست پس از انتخابات که ثمرهی سالها بیراهه رفتن حکومت بهاصطلاح اسلامی بود پذیرفتن شرایط فعلیست. نه تلاش حاکمیّت برای اثبات و ترسیم یک مدینهی فاضله در ایران ثمری دارد نه چشم بستن ما بر چندپارگی جامعه و از همه مهمتر گستردگی قشری از مردم که همچنان صدا و سیما را مرجع اصلی استنادات خود میدانند.
- جنبش سبز هرقدرهم که بگوییم بیسر است و رهبر ندارد یا نمیخواهد بالاخره احتیاج به یک هادی دارد. اگر «موسوی» را در جایگاه رهبر جنبش قراردادهایم بد نیست به توضیحات و راهنماییهایش هم توجهی بکنیم هرچند با برخی مواضعش موافق هم نباشیم. تأکید بر «شبکههای اجتماعی» شوخی نیست. ما در شرایط فعلی نیاز داریم با کسانی که قربانی کوران حوادث شدهاند یا غفلتاً خواهند شد ارتباطات مؤثّر برقرار کنیم و این ارتباطات را گسترش دهیم. قربانیان ترفند تفرقه و سرکوب را گروههای زیر تشکیل میدهند:
*· بسیجیان
*· قشری که کمتر با حوادث جامعه درگیر و عجیناند مثل خانهداران و سالخوردگان
*· طیف وسیع مذهبیّونی که از های و هوی سیاسی فارغند ولی گمان میکنند معترضان مشتی فریبخوردهی بیدینند که قصدشان تاراج دین و اعتقاد آنهاست.
*· جوانان خشمگینی که بعد از هر تجمّع و یا اعتراض خیابانی و به آشوب کشیدهشدن اعتراضات برای بار بعد خشمگینانهتر خود را مهیّا میکنند و نهایتاً با بازداشت، سرکوب، ضرب و شتم و خطر مرگ مواجه میشوند.
- پرهیز از خشونت؛ و لازمهاش کمی صبر است. به عنوان مثال لازم نیست هر روز ماه بهمن را به خیابانها بریزیم. لازم نیست با داد و بیداد و شعارهای مرگبار اعتراضاتمان را به رخ بکشیم. گرچه با ما بد کردند و میکنند ولی ما وظیفه داریم تا جایی که میتوانیم فرصت سوء استفاده را از سرکوبکنندگان بگیریم. جملهای هست که میگوید «هرکس طریق درستی و راستی را بپیماید زودتر به مقصد میرسد.»
- از درگیر شدن با حواشی اجتناب کنیم. یکی از حربههای حکومت کشاندن اعتراضات به حواشی و منحرف کردن افکار عمومیست.
* یکی هم محض رضای خدا به این بر و بچههای بالاترین بگوید کم کُری بخوانید برای هم و از جنگ فتوشاپها و تمسخر و تحقیر همدیگر دست بردارید!
* یکی هم محض رضای خدا به این بر و بچههای بالاترین بگوید کم کُری بخوانید برای هم و از جنگ فتوشاپها و تمسخر و تحقیر همدیگر دست بردارید!
- جنبش سبز در اینترنت را سر و سامان دهیم و جهتدارش کنیم. به اعتقاد من راه انداختن پایگاهی که به صورت یک واحد مرکزی عمل میکند باید از اولویّتها باشد. در حال حاضر «جرس» وظیفهی اطلاعرسانی و انتشار تحلیلها و گفتگوها را به عهده دارد و این خوب است ولی جای یک پایگاه که ارتباط مردم در شهرستانهای مختلف را با یکدیگر و به صورت جهتدار حفظ کند و در عین حال مرجع کاربران برای دریافت اخبار، راهنماییها، توصیهها، برنامهها، نقطهنظرات نخبگان و … باشد خالیست. راهاندازی پایگاهی مثل «قلم» (سایت انتخاباتی میرحسین موسوی قبل از انتخابات) که اخبار استانهای مختلف را منتشر میکرد میتواند الگو قرار گیرد.
- جامعهشناسان، روانشناسان و فرهنگیان در گسترش شبکههای اجتماعی و ایفای صحیح نقش آنها بسیار مؤثّرند. تجربهها و مشاهدات من نشان دادهاست ما در برقراری ارتباط با اطرافیان دو چیز را خوب نمیشناسیم: موقعیّت طرف مقابل، زبان برقراری ارتباط و اگر از راهنماییها و کمکهای این چند گروه در بسیج افکار عمومی بهدرستی بهره ببریم قدمهای خوبی رو به جلو برخواهیم داشت.
هرچه قدر شرایط آرامتر و متعادلتر باشد و تنشهای موجود کمتر، راحتتر میتوان حاکمیّت را به چالش کشید یا حتی وادار به تسلیم و ترک صحنه کرد.


* در این رابطه بخوانید(البته با فیلترشکن):
http://bahmanagha.blogspot.com/2010/01/blog-post_9187.html
-------
این پست در تکمیل نوشتهی ما و رهبران 2 هم نوشتهشدهاست.
0 نظر:
ارسال يک نظر