
روز قدس در تهران تراکتی در 4 صفحه پخش شد با این عنوان: «با حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه در امتداد عصر ظهور»
دو صفحهی اول توضیحات و تعبیرات برخی مراجع و روحانیون را پیرامون توضیح و تبیین ولایت فقیه در بر میگیرد و در آن تعابیر افرادی چون آیتالله خمینی، آقای خامنهای، آیتالله سیستانی، مکارم، شیخ مفید، محقق ثانی و ... در این باره آمده است. امّا صفحهی سوم با این جملات آغاز میشود:
«در این مقطع از زمان که دشمنان قسم خورده خارجی به سرکردگی آمریکا، انگلیس، اسرائیل و نیز مخالفین داخلی اعم از وهّابیون، بهائیت، گروهک ها به ویژه پس مانده های منافقین، سلطنت طلب ها و آسیب دیدگان از انقلاب اسلامی دست در دست یکدیگر متحداً و متفقاً به نبرد با جمهوری اسلامی برخاسته اند مسلماً جهت انجام این مهم نیاز مبرم و مصر برای براندازی و حذف فرماندهی نظام یعنی جایگاه مبارک ولایت فقیه و رهبری انقلاب را دارند. در ضمن بسیاری از علمای شیعه از قرون گذشته تا به حال اعتقاد به ولایت فقیه داشته اند همچون شیخ مفید(ره) کاشف الغطاء(ره) و ... . بنابراین در چنین شرایطی لازم است جهت تذکر و یادآوری ، سخنان ارزشی بزرگان را هم در مقوله اهمیت ولایت فقیه و نیز در باب تکریم مقام فرزانه انقلاب بیان نماییم که اکنون مطلب را با هم از نظر می گذرانیم.»
از ضعف بیان این مقدمهی کوتاه میگذریم که چون همیشه با تکیه بر یک سری مفروضات از پیش تعیینشده که لزوماً نه بدیهیست نه اثبات شده، فوری به این نتیجه میرسد که باید سخنان ارزشی بزرگان را در باب اهمیت ولایت فقیه و تکریم رهبر فرزانه بیان نمایند و باز میگذریم از دو سطر اول که چون همیشه گروههای وسیعی از خارج و داخل را دشمن قسمخورده فرض کرده و هدف آنها را حذف فرماندهی ولایت فقیه دانستهاست.
ولی آنچه در ادامه میآید جالبتر و خواندنیتر است:
الف) اهمیت ولایت فقیه از دیدگاه 10 نفر از آیات عظام (از هر کدام از علما جملاتی نقل شده که من برای پرهیز از طولانی شدن نوشته فقط به برخی از آنها اشاره میکنم):
امام خمینی: ولایت فقیه حاکمیّت قانون الهی است نه دیکتاتوری.
مقام معظم رهبری: برای هیچ کس جائز نیست که با تصدی امور ولایت به این بهانه که خودش شایستهتر است مخالفت نماید(!)
آیتالله جوادی آملی: در حکومتی که بر اساس ولایت باشد فقیه جامعالشرایط نائب امام عصر است.
...
ب) تبیین مقام فرزانه انقلاب
آیتالله هاشمی رفسنجانی: من در حضور آیتالله عظمی موسوی اردبیلی، سید(؟) حسین موسوی نخست وزیر، حاج سید احمد خمینی و سران سه قوه و رهبر امروز از جانشین امام خمینی سوال کردم امام خمینی فرمودند همین آقای خامنهای.
آیتالله علی مشکینی: بر همهی مسلمین جهان واجب موکد شرعی و عقلی است که حضرت مستطاب آیتالله خامنهای را به فقاهت و ولایت امر مسلمین بشناسند که واجد مقام فقاهت، اجتهاد و حائز شرایط ولایت است.
آیتالله العظمی بهجت: خواب دیدم در مجلسی حضرت امام زمان با علمای برجسته حضور داشتند که شما(رهبر انقلاب) وارد شدید، حضرت برخاستند و شما را به کنار خود دعوت کردند، شما نشستید.آیتالله سید حسن نصرالله: ولایت فقیه از عقیده دینی ما است و در قانون اساسی لبنان بیاحترامی به موضوع ولایت فقیه توهین به اعتقادات ماست و این را اجازه نخواهیم داد.
آیتالله یوسف صانعی: اجتهاد حضرت آیتالله خامنهای ثبوتاً و اثباتاً نیاز به نظر ندارد و نه تنها مجتهد مسلم میباشند بلکه فقیه جامعالشرایط واجب الاتباع هستند. امید است سایهاش بر سر مسلمین مستدام باشد.
...
سرتاسر این تراکت 4 صفحهای پر از جملاتیست که نه بر اساس استنتاجات عقلی و فقهی بلکه نقل تجربیات شخصی، بیان عواطف و نظرات شخصی و دلایل شهودی جمیع مسلمین را مکلّف به پیروی از آیتالله خامنهای میکند. زهی سعادت ای پیروان ولایت!
بگذریم، ولی چند نکته و سوال پیرامون این نوشتهی کوتاه به خاطرم رسیده که ذکرش بد نیست:
1- اجراکنندگان پروژهی حکومت اسلامی ابایی ندارند از اینکه نام حکومت را به جای جمهوری بنشانند و باید بدانیم هرگونه توجیه کلامی از سوی آقایان مبنی بر جمهوری خواندن نظام ما مغلطه ای بیش نیست. مادامی که ما شعار پایبندی به قانون اساسی را سر دهیم همین قانون پتکی بر سر ما خواهد شد و ما را به التزام عملی به ولایت امر خواهد کرد. به گمانم وقت آن رسیده است که زمزمههای یکی از دو موضوع زیر بلندتر شود:
- بازنگری در اختیارات ولایت فقیه و اصلاح قانون اساسی
- بررسی صلاحیت آیتالله خامنهای در مجلس خبرگان
2- بیش از آنچه ما فکر کنیم مسئولین حکومت به تضعیف و تهدید جایگاه ولایت فقیه آگاه شدهاند، به همین دلیل از طرق مختلف سعی در بازسازی و تقویت دوباره ی این جایگاهند و باز به همین دلیل مردم مکلف به تبعیت شدهاند حتی به زور. بنمایهی اجبار در جملاتی که مِن باب تکریم مقام عظمای ولایت آورده شده کاملاً مؤیّد این ادّعاست.
3- دلایلی که در تبعیت از رهبر فعلی ذکر میشود جدا از عقلگریزی و سستپایه بودنشان یک مشخصهی دیگر هم دارد و آن استناد به گذشتهی فرد مورد نظر ماست. گذشتهای که بعضاً به دو دهه قبل برمیگردد و به فرض صحّت آنها و حجت قرار دادن گفتهی علماء آنچه ملاک قضاوت ماست عملکرد فعلی رهبر انقلاب است.
4- شیوهی ادارهی حکومت فعلی من را یاد خلفای بنی عباس میاندازد. شاید به زودی از دل ولیّ امر مسلمین «امیرالمومنین» برخیزد و آن خلافت پانصد سالهی اهل تسنن عبّاسیان که جهان را میجست تا قرمطی بیابد و بر دار کشد به شیعیانی علوی سرایت کند که با نام حکومت ولایی حکمرانی مطلق بر مسلمانان جهان را در سر دارند.
5- او تا حد معصوم ارتقا یافته است و مخالفت با رهبری یا انتقاد از او در حکم مخالفت با دین خدا شمرده میشود، چرا؟ و اصلآ چرا آقایان حکومتی نمیخواهند بپذیرند که حتی مخالفت با دین خدا و نه گفتن به آنچه یک شریعتمدار فرض و واجب دینی میشمارد از نظر جمع کثیری از مردم ایران حتّی اهمیت ماهوی ندارد؟
6- چیزی به اسم مردمسالاری دینی حتی به فرض امکان تحقق، در ایران کنونی و با خط مشی فعلی وجود ندارد و نخواهد داشت.
7- در پایان این اطلاعیه، نویسنده از خوانندگان درخواست کرده از روی آن تکثیر یا در صورت امکان در مکانهای عمومی نصب گردد. من بهشخصه از چنین پیشنهادی با کمال میل استقبال میکنم چون دلایل اندر تبعیّت از ولی فقیه آنچنان متقن، مدقن و بیخدشه است که حیف است از آن برای تفرّج خاطر، گشایش اذهان و تنویر افکار عمومی سود نبریم!
3 نظر:
سلام و عيد مبارك
اتّفاقاً من هم در سنين ما قبل طفوليّت وقتي رهبر فعلي به مقام رهبري رسيد خوشحال شدم؛ گفتم يك پيرمرد زاهد و گوشهنشين رفت و يك جوان دنياديده و سفركرده و روشنفكرمسلك جاي او را گرفت ولي...
بد نيست آقايان به جملات پايان وصيّتنامهي رهبر فقيد كه« ملاك قضاوت در باره هركس وضعيّت فعلي اوست» هم ارجاع ميدادند.
اگر قرار بود كه ولي، شبيه معصوم باشد كه در قانون اساسي (اصل يكصدويازدهم) در باره بركناري وي چيزي نميآوردند. اين شبه استدلالها براي فريفتن عوام خوب است ولي تودهي مردم ديگر خيلي هم«عوام» نيست يا لااقل روز به روز از عوام بودن دارد فاصله ميگيرد.
پس یعنی عیار فعلی محصول یک دوره تناسخ می باشد؟؟!؟ P-:
شرحش طولاني است، براي كساني كه إخبار ما از آينده را قبول نميكنند، إخبار از گذشته نيز بيفايده خواهد بود.
ارسال يک نظر