دوشنبه ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۹

لطفاً ولایت را تکثیر کنید!



روز قدس در تهران تراکتی در 4 صفحه پخش شد با این عنوان: «با حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه در امتداد عصر ظهور»

دو صفحه­ی اول توضیحات و تعبیرات برخی مراجع و روحانیون را پیرامون توضیح و تبیین ولایت فقیه در بر می­گیرد و در آن تعابیر افرادی چون آیت­الله خمینی، آقای خامنه­ای، آیت­الله سیستانی، مکارم، شیخ مفید، محقق ثانی و ... در این باره آمده است. امّا صفحه­ی سوم با این جملات آغاز می­شود:
«در این مقطع از زمان که دشمنان قسم ­خورده خارجی به سرکردگی آمریکا، انگلیس، اسرائیل و نیز مخالفین داخلی اعم از وهّابیون، بهائیت، گروهک ها به ویژه پس مانده های منافقین، سلطنت طلب ها و آسیب دیدگان از انقلاب اسلامی دست در دست یکدیگر متحداً و متفقاً به نبرد با جمهوری اسلامی برخاسته اند مسلماً جهت انجام این مهم نیاز مبرم و مصر برای براندازی و حذف فرماندهی نظام یعنی جایگاه مبارک ولایت فقیه و رهبری انقلاب را دارند. در ضمن بسیاری از علمای شیعه از قرون گذشته تا به حال اعتقاد به ولایت فقیه داشته اند همچون شیخ مفید(ره) کاشف الغطاء(ره) و ... . بنابراین در چنین شرایطی لازم است جهت تذکر و یادآوری ، سخنان ارزشی بزرگان را هم در مقوله اهمیت ولایت فقیه و نیز در باب تکریم مقام فرزانه انقلاب بیان نماییم که اکنون مطلب را با هم از نظر می گذرانیم.»
از ضعف بیان این مقدمه­ی کوتاه می­گذریم که چون همیشه با تکیه بر یک سری مفروضات از پیش تعیین­شده که لزوماً نه بدیهی­ست نه اثبات شده، فوری به این نتیجه می­رسد که باید سخنان ارزشی بزرگان را در باب اهمیت ولایت فقیه و تکریم رهبر فرزانه بیان نمایند و باز می­گذریم از دو سطر اول که چون همیشه گروه­های وسیعی از خارج و داخل را دشمن قسم­خورده فرض کرده و هدف آنها را حذف فرماندهی ولایت فقیه دانسته­است.
ولی آنچه در ادامه می­آید جالب­تر و خواندنی­تر است:
الف) اهمیت ولایت فقیه از دیدگاه 10 نفر از آیات عظام (از هر کدام از علما جملاتی نقل شده که من برای پرهیز از طولانی­ شدن نوشته فقط به برخی از آنها اشاره می­کنم):
امام خمینی: ولایت فقیه حاکمیّت قانون الهی است نه دیکتاتوری.
مقام معظم رهبری: برای هیچ کس جائز نیست که با تصدی امور ولایت به این بهانه که خودش شایسته­تر است مخالفت نماید(!)
آیت­الله جوادی آملی: در حکومتی که بر اساس ولایت باشد فقیه جامع­الشرایط نائب امام عصر است.
...
ب) تبیین مقام فرزانه انقلاب
آیت­الله هاشمی رفسنجانی: من در حضور آیت­الله عظمی موسوی اردبیلی، سید(؟) حسین موسوی نخست وزیر، حاج سید احمد خمینی و سران سه قوه و رهبر امروز از جانشین امام خمینی سوال کردم امام خمینی فرمودند همین آقای خامنه­ای.
آیت­الله علی مشکینی: بر همه­ی مسلمین جهان واجب موکد شرعی و عقلی است که حضرت مستطاب آیت­الله خامنه­ای را به فقاهت و ولایت امر مسلمین بشناسند که واجد مقام فقاهت، اجتهاد و حائز شرایط ولایت است.
آیت­الله العظمی بهجت: خواب دیدم در مجلسی حضرت امام زمان با علمای برجسته حضور داشتند که شما(رهبر انقلاب) وارد شدید، حضرت برخاستند و شما را به کنار خود دعوت کردند، شما نشستید.آیت­الله سید حسن نصرالله: ولایت فقیه از عقیده دینی ما است و در قانون اساسی لبنان بی­احترامی به موضوع ولایت فقیه توهین به اعتقادات ماست و این را اجازه نخواهیم داد.
آیت­الله یوسف صانعی: اجتهاد حضرت آیت­الله خامنه­ای ثبوتاً و اثباتاً نیاز به نظر ندارد و نه تنها مجتهد مسلم می­باشند بلکه فقیه جامع­الشرایط واجب الاتباع هستند. امید است سایه­اش بر سر مسلمین مستدام باشد.
...
سرتاسر این تراکت 4 صفحه­ای پر از جملاتی­ست که نه بر اساس استنتاجات عقلی و فقهی بلکه نقل تجربیات شخصی، بیان عواطف و نظرات شخصی و دلایل شهودی جمیع مسلمین را مکلّف به پیروی از آیت­الله خامنه­ای می­کند. زهی سعادت ای پیروان ولایت!



بگذریم، ولی چند نکته و سوال پیرامون این نوشته­ی کوتاه به خاطرم رسیده که ذکرش بد نیست:
1- اجراکنندگان پروژه­ی حکومت اسلامی ابایی ندارند از اینکه نام حکومت را به جای جمهوری بنشانند و باید بدانیم هرگونه توجیه کلامی از سوی آقایان مبنی بر جمهوری خواندن نظام ما مغلطه ای بیش نیست. مادامی که ما شعار پایبندی به قانون اساسی را سر دهیم همین قانون پتکی بر سر ما خواهد شد و ما را به التزام عملی به ولایت امر خواهد کرد. به گمانم وقت آن رسیده است که زمزمه­های یکی از دو موضوع زیر بلندتر شود:
- بازنگری در اختیارات ولایت فقیه و اصلاح قانون اساسی
- بررسی صلاحیت آیت­الله خامنه­ای در مجلس خبرگان
2- بیش از آنچه ما فکر کنیم مسئولین حکومت به تضعیف و تهدید جایگاه ولایت فقیه آگاه شده­اند، به همین دلیل از طرق مختلف سعی در بازسازی و تقویت دوباره ی این جایگاهند و باز به همین دلیل مردم مکلف به تبعیت شده­اند حتی به زور. بن­مایه­ی اجبار در جملاتی که مِن باب تکریم مقام عظمای ولایت آورده شده کاملاً مؤیّد این ادّعاست.
3- دلایلی که در تبعیت از رهبر فعلی ذکر می­شود جدا از عقل­گریزی و سست­پایه بودنشان یک مشخصه­ی دیگر هم دارد و آن استناد به گذشته­ی فرد مورد نظر ماست. گذشته­ای که بعضاً به دو دهه قبل برمی­گردد و به فرض صحّت آنها و حجت قرار دادن گفته­ی علماء آنچه ملاک قضاوت ماست عملکرد فعلی رهبر انقلاب است.
4- شیوه­ی اداره­ی حکومت فعلی من را یاد خلفای بنی عباس می­اندازد. شاید به زودی از دل ولیّ امر مسلمین «امیرالمومنین» برخیزد و آن خلافت پانصد ساله­ی اهل تسنن عبّاسیان که جهان را می­جست تا قرمطی بیابد و بر دار کشد به شیعیانی علوی سرایت کند که با نام حکومت ولایی حکمرانی مطلق بر مسلمانان جهان را در سر دارند.
5- او تا حد معصوم ارتقا یافته است و مخالفت با رهبری یا انتقاد از او در حکم مخالفت با دین خدا شمرده می­شود، چرا؟ و اصلآ چرا آقایان حکومتی نمی­خواهند بپذیرند که حتی مخالفت با دین خدا و نه گفتن به آنچه یک شریعت­مدار فرض و واجب دینی می­شمارد از نظر جمع کثیری از مردم ایران حتّی اهمیت ماهوی ندارد؟
6- چیزی به اسم مردم­سالاری دینی حتی به فرض امکان تحقق، در ایران کنونی و با خط مشی فعلی وجود ندارد و نخواهد داشت.
7- در پایان این اطلاعیه، نویسنده از خوانندگان درخواست کرده از روی آن تکثیر یا در صورت امکان در مکان­های عمومی نصب گردد. من به­شخصه از چنین پیشنهادی با کمال میل استقبال می­کنم چون دلایل اندر تبعیّت از ولی فقیه آنچنان متقن، مدقن و بی­خدشه است که حیف است از آن برای تفرّج خاطر، گشایش اذهان و تنویر افکار عمومی سود نبریم!

3 نظر:

ايماگر گفت...

سلام و عيد مبارك
اتّفاقاً من هم در سنين ما قبل طفوليّت وقتي رهبر فعلي به مقام رهبري رسيد خوشحال شدم؛ گفتم يك پيرمرد زاهد و گوشه‌نشين رفت و يك جوان دنياديده و سفركرده و روشنفكرمسلك جاي او را گرفت ولي...
بد نيست آقايان به جملات پايان وصيّت‌نامه‌ي رهبر فقيد كه« ملاك قضاوت در باره هركس وضعيّت فعلي اوست» هم ارجاع مي‌دادند.
اگر قرار بود كه ولي، شبيه معصوم باشد كه در قانون اساسي (اصل يكصدويازدهم) در باره بركناري وي چيزي نمي‌آوردند. اين شبه استدلالها براي فريفتن عوام خوب است ولي توده‌ي مردم ديگر خيلي هم«عوام» نيست يا لااقل روز به روز از عوام بودن دارد فاصله مي‌گيرد.

Green Defiance گفت...

پس یعنی عیار فعلی محصول یک دوره تناسخ می باشد؟؟!؟ P-:

ايماگر گفت...

شرحش طولاني است، براي كساني كه إخبار ما از آينده را قبول نمي‌كنند، إخبار از گذشته نيز بي‌فايده خواهد بود.