چهارشنبه ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

ما و رهبران- 1

نهضت بزرگ سبز(به تعبیر میرحسین موسوی) در پی چه اهدافی­ست؟ آیا مطالبات ما روشن و مشخّص و واضح است یا صرفاً موج مخالفتی به پا خاسته و گروه­های مختلف ناراضی را دور هم گرد آورده تا در مسیر باد و در کشتی­ای بی ناخدا به سرزمینی ناشناخته قدم بگذارد؟ چه می­خواهیم و قرار است به کجا برویم؟
هاشمی شرایط موجود را صرفاً نتیجه­ و پیامد انتخابات دانسته است. او در خطبه­های نماز جمعه هم به این نکته اشاره کرد و شرایطی را که بحران می­نامید نتیجه­ی ایجاد یک سری تردیدها از سوی برخی نامزدهای انتخابات و صدا و سیما دانست ولی حقیقت امر این است که وضع موجود تنها مولود فضای انتخابات دهم و وقایع بعد از آن نیست. آنچه امروز شاهدش هستیم نتیجه­ی یک دوره­ی تاریخی سرخوردگی، عدم رضایت از وضع موجود، سرکوب آزادی­های فردی و اجتماعی، اختلاف نظرهای بنیادین در شیوه­ی اداره­ی کشور، نابه­سامانی­های اقتصادی و فرهنگی، ناکامیهای بین­المللی و ... است. بر همین اساس نمی­توان گفت در سطوح بالای نظام- برخلاف آنچه هاشمی اظهار می کند- جنگ قدرت وجود ندارد و از طرفی نباید چشم خود را بر روی خواسته­های حقیقی مردم بست. این نقطه محلّ اختلاف مردم و رهبرانی­ست که زیر پرچم نهضت سبز گرد هم آمده­اند در حالی که خواسته­هایشان مشترک نیست. پس عجیب نیست که حتی با حمایت برخی رهبران از مردم باز به جایی که باید، نرسیم و همچنان حکومت وامدار ما بوده و ما از آنچه ولی­نعمتانه برایمان انتخاب می­کنند ناخشنود باشیم. تجربه­های ما از دوره­های گذشته نشان داده است که هر تغییری در درون دیر یا زود به بن­بست می­خورد و علّت این شکست چیزی جز نیاز به تحوّلاتی اساسی نیست. دل خوش کردن به جابه­جایی­های جزئی مسئولین، توصیه به دلداری از آسیب­دیدگان حوادث اخیر، دعوت به توبه­ی عاملین جنایات رخ­داده در دو ماه گذشته، بستن بازداشت­گاه(!)، صدور فتوا، اعتراض تلویحی و مستقیم به رهبر به عنوان یکی از مسبّبان اصلی ماجراها، بازیهای ناشیانه و بعضاً عوام­فریبانه­ی صدا و سیما و اقدامات جسته و گریخته­ی دیگر هیچ کدام نمی­توانند جواب اعتراضات ملّتی باشد که همه چیز را از اساس به سوال کشیده است. آنجا که آیت­الله صانعی از عاملین قتلها می­خواهد به درگاه خدا توبه کنند ما سوال دیگری می­پرسیم: چه کسی و چرا هم­وطنش را کشت؟ و حالا که جانیان و منشأ آن مشخص­اند چرا در برابرش کسی قد علم نمی­کند؟ و آیا صرف توبه و طلب بخشش چنین جنایت­کارانی از خدا که ریختن خون بی­گناهان را فریضه در راه حفظ دین و تبعیت از فرمان رهبر می­دانند التیام­بخش درد داغدیدگان و معترضان است؟ روزی که هاشمی با اغماض از عمق فجایع تنها به آزادی زندانیان و همدردی با زندانیان قناعت کرد باید منتظر می­بودیم که زمان محاکمه­ی آنها را نیز به زودی به مردم ابلاغ کنند یا در خوش­بینانه­ترین حالت ابراز تأسّف آقایان را از بروز چنین حوادثی بشنویم و بس. گویا قضیّه فقط دعوای بچه­های دو محلّه بر سر جشن چهارشنبه سوری بوده که این قدر ساده از کنارش می­گذرند. این در حالی­ست که تا دو هفته­ی قبل سردارها از منافقین و دشمنان امام زمان می­گفتند و از اعلام آمادگی سربازان امام زمان برای برخورد با دست­نشانده­های بیگانگان! راستی با سکوت و اعتراضات جسته و گریخته، بحث و روشنگری و افشاگری­های هر از گاه چه می­توان کرد و به کجا می­توان رسید؟ ما، یعنی مردم، در چارچوب کدام قانون باید رفتار کنیم و از این همه ظلم آشکار به که و کجا باید پناه ببریم؟ آیا فقط تظلّم به درگاه خداوند و استمداد از روحانیّونی که فتواها و پیشنهادهایشان ظاهراً دیگر ضمانت اجرایی هم ندارد چاره­ی کار است؟

3 نظر:

ايماگر گفت...

وقتي نوشته نام ندارد، آدم نمي‌داند كه موضوع اصلي يادداشت چيست و بايد روي چه نكته‌اي دست بگذارد.
در عين حال، عرض مي‌نماييم كه اوّلاً همينها- يعني آزادي زندانيان و...- هم به راحتي به دست نخواهد آمد و اين مطالبات- مثلاً همه‌پرسي خاتمي- بيشتر براي به چالش كشاندن حاكميّت و نفر اوّل است نه الزاماً حصول نتيجه. اين فشارها بايد باشد تا آرام آرام جايگاه ولايت مطلقه متزلزل شود نه اينكه مثلاً احمدي برود و موسوي بيايد. آمدن موسوي بدترين خبر براي اصلاح‌طلبان و بهترين خبر براي ولايت مطلقه است چون هشت سال ديگر ادامه پيدا مي‌كند. حالا اينك آنها صلاح خودشان را نمي‌دانند بحث ديگري است.
(بيايند يك صلاح مشورتي با عيّار كنند تا راهنماييشان كنيم ديگر)

Green Defiance گفت...

بی نام بودن نوشته به اختلالات اینترنت بر می گردد. وسط ویرایش و انتشار مطلب چند باری اتصال قطع شد. من هم بی خیال شدم. همین حالا هم وضع درستی ندارد.
با اولنِ شما موافقم و امیدوارم همان طور که گفتید با فشارها و نقدها جایگاه ولایت مطلقه واقعاً متزلزل شود.

روزنامه نگار ناموجود گفت...

این ها ابزار فشار است به هر حال. مسلم است که نه ما توان محاکمه عاملان جنایت ها را فعلا داریم و نه توان پرداختن به آمران. ما به مسیرمان ادامه می دهیم و کودتاچیان هم ذره ذره از مواضعشان کوتاه می آیند. فکر می کنم چاره ای ندارند. البته امیدوارم که چنین باشد.